سعید قنبری|مدیریت رسانه

0 %
سعید قنبری
دکتری مدیریت رسانه
پژوهشگر تاب‌آوری برند و رسانه
  • محل سکونت:
    تهران
  • شهر:
    تهران
  • سن:
    33
زبان‌ها
عربی
انگلیسی
کردی
مهارت‌ها
پژوهش کیفی
خبرنویسی
تدریس
سئو
تحلیل کسب‌وکار
کدنویسی وب
ابزارها
  • فتوشاپ
  • آفیس
  • وردپرس
  • MaxQDA
  • SPSS

بازتعریف «تخصص» در عصر هوش مصنوعی

1404-01-11

اخیراً مقاله‌ای را خواندم که در مورد موفقیت در زمانه هوش مصنوعی است. مقاله‌ای که در آن اشاره شده بود با وجود آنکه هوش مصنوعی تخصص را رایگان و ارزان کرده، چگونه می‌توان موفق ماند؟

تصمیم گرفتم تا تلخیص شده این مقاله از HBR با عنوان «استراتژی در عصر وفور تخصص؛ چگونه در دورانی که هوش مصنوعی تخصص را ارزان و در دسترس کرده، موفق بمانیم» در وبلاگم قرار دهم تا مورد استفاده قرار گیرد.

چگونه هوش مصنوعی تخصص را به چالش می‌کشد؟

هوش مصنوعی (AI) در حال بازتعریف مفهومی به نام «تخصص» است؛ نه‌تنها با کاهش هزینه‌ دستیابی به آن، بلکه با آسان‌تر کردن دسترسی همگانی به دانشی که زمانی فقط در اختیار افراد یا سازمان‌های خاص بود. این تغییر بنیادین، شکل رقابت و سازماندهی کسب‌وکارها را دگرگون می‌کند.

در ساده‌ترین شکل، می‌توان هر کسب‌وکاری را مجموعه‌ای از تخصص‌ها دانست که برای انجام یک هدف خاص سازمان یافته‌اند. هر سازمان معمولاً در زمینه‌های مختلفی تخصص دارد، اما مزیت رقابتی‌اش معمولاً به تعداد محدودی از این تخصص‌ها وابسته است. مثلاً تویوتا با تخصص برجسته‌اش در تولید ناب، یا انویدیا با مهارت ویژه‌اش در طراحی پردازنده‌های گرافیکی (GPU) به رهبران بازار تبدیل شده‌اند. اما در دنیای پرشتاب امروز، دو نیروی اصلی کسب‌وکارها را به چالش می‌کشند:

۱. افزایش مداوم حجم تخصص مورد نیاز: با پیشرفت فناوری، حوزه‌های تخصصی پیچیده‌تر می‌شوند. مثلاً در صنعت داروسازی، شرکت‌ها حالا از AI برای کشف دارو، طراحی مولکول‌ها و شناسایی تعاملات دارویی جدید استفاده می‌کنند. تعداد مقالات علمی درباره‌ کاربرد AI در زیست‌شناسی طی دو دهه اخیر از کمتر از ۲۰۰ مورد به بیش از ۴۵ هزار مقاله رسیده است. به‌روز بودن در این حجم از دانش، برای هیچ فرد یا شرکت، ممکن نیست.

۲. کاهش هزینه‌ی دسترسی به تخصص: ابزارهای دیجیتال امروزی مانند TikTok و Instagram دسترسی به ابزارهای تخصصی تولید محتوا را ارزان کرده‌اند. شرکت‌های بزرگ و خالقان فردی با استفاده از این ابزارها، محتوایی حرفه‌ای با هزینه‌ی کم تولید می‌کنند. این موضوع در دیگر صنایع هم مصداق دارد: تخصص دیگر صرفاً درون سازمان‌ها نیست، بلکه در بازار قابل اجاره است.

آینده تخصص در عصر هوش مصنوعی

ما اکنون در مراحل ابتدایی عصر AI هستیم، اما رشد فناوری به‌طرز شگفت‌انگیزی سریع است. ابزارهایی مثل GitHub Copilot، ServiceNow Assist و Salesforce Agentforce به کارکنان کمک می‌کنند تا بهره‌ورتر شوند و کارها را سریع‌تر و با دقت بیشتر انجام دهند.

قیمت دسترسی به مدل‌های قدرتمند مانند GPT-4 در طی ۱۸ ماه گذشته بیش از ۹۹٪ کاهش یافته. این یعنی تخصصی که قبلاً گران و کمیاب بود، حالا در دستان همه است. نتیجه چیست؟ چیزی که نویسندگان مقاله آن را «بازده سه‌گانه» می‌نامند: الف) کاهش هزینه و زمان ب) افزایش بهره‌وری نیروی کار ج) تمرکز بر فعالیت‌هایی که واقعاً ارزش‌آفرین هستند.

به‌عنوان مثال شرکت مدرنا با ۶۰۰۰ کارمند، بیش از ۹۰۰ دستیار هوش مصنوعی ساخته که در سرتاسر سازمان به‌کار گرفته شده‌اند. از بهینه‌سازی دوز داروها تا پاسخ به سوالات نهادهای نظارتی، کارهایی که قبلاً هفته‌ها زمان می‌برد، حالا در عرض چند دقیقه انجام می‌شوند. این یعنی آزاد شدن وقت کارکنان برای انجام کارهای باارزش‌تر.

AI نه‌تنها عملکرد افراد کم‌تجربه را به میانگین می‌رساند، بلکه حتی کارمندان توانمند را نیز قدرتمندتر می‌کند. پژوهشی توسط BCG نشان داد که مشاورانی که با کمک AI کار می‌کردند، ۲۵٪ سریع‌تر بودند و خروجی بهتری داشتند. مهم‌تر اینکه بیشترین بهبود در عملکرد کارمندان کم‌تجربه مشاهده شد.

این موضوع می‌تواند ساختارهای سازمانی را تغییر دهد: کارمندان با کمک AI می‌توانند فرایندها را به‌تنهایی مدیریت کنند، مدیران مسئول نظارت کمتر و مدیریت تیم‌های چابک‌تر خواهند شد.

هوش مصنوعی بسیاری از کارهای روتین و کم‌ارزش را برعهده می‌گیرد. پس شرکت‌ها باید منابع خود را روی آن دسته از تخصص‌هایی متمرکز کنند که واقعاً ارزش‌آفرین و غیرقابل جایگزین هستند.

مثلاً شرکت تازه‌تأسیس FocusFuel با استفاده از AI توانسته فعالیت‌های غیرهسته‌ای مثل طراحی بسته‌بندی، تحلیل بازار و شناسایی تأمین‌کننده را به ابزارهای هوش مصنوعی بسپارد و تمرکز خود را بر درک نیازهای مشتری و توسعه محصول بگذارد. نتیجه؟ راه‌اندازی در چند ماه و رسیدن به درآمد هفت‌رقمی در همان سال اول.

بازنگری در استراتژی: سه پرسش کلیدی پیرامون تخصص

در عصر وفور تخصص، شرکت‌ها باید از خود بپرسند:

  1. کدام بخش از مشکلی که برای مشتری حل می‌کنیم را خود او با AI انجام خواهد داد؟ مثلاً در حوزه سفر، حالا دیگر مسافران خودشان می‌توانند با کمک AI تور اختصاصی طراحی و حتی رزرو کنند.
  2. کدام تخصص‌های ما باید تحول پیدا کنند تا از AI جلو بمانیم؟ مثلاً پزشک‌ها باید بیشتر روی همدلی، تعامل انسانی و طراحی درمان شخصی تمرکز کنند.
  3. چه دارایی‌هایی داریم یا می‌توانیم بسازیم که مزیت رقابتی پایدار ایجاد کنند؟ مثل برند، شبکه‌ مشتریان، داده‌های منحصربه‌فرد یا دسترسی انحصاری به منابع کمیاب.

در آینده‌ای که تخصص به‌سادگی قابل دسترسی است، شرکت‌هایی موفق خواهند بود که اولاً با سرعت خود را با AI تطبیق دهند؛ ثانیاً منابع‌شان را بر تخصص‌های متمایز متمرکز کنند و ثالثاً از فناوری برای افزایش بهره‌وری و تمرکز استفاده کنند. بنابراین آنچه مهم است اینکه همه‌ ما باید بپذیریم تخصص هنوز مهم است، اما شکل آن تغییر کرده است.

ارسال شده در یادداشت علمی
یک دیدگاه بنویسید