۵ چالش‌ اصلی رئالیتی‌ شو‌ ها به عنوان محصولات رسانه‌ای پرطرفدار

رئالیتی شو

صنایع رسانه­‌ای به‌­عنوان راهبردی برای موفقیت تجاری، محتواهایی را طراحی می­‌کنند که به سمت نیاز، خواسته و باور مخاطبان از پیش تعیین شده، هدف­‌گیری شود. از دیگر سو تنوع‌­طلبی، نیاز به سرگرمی و تنش­‌های دنیای مدرن، افراد را بیش از پیش به سوی محتواهای سرگرم­‌کننده رسانه­‌ها سوق داده است.

حال این بازار نامحدود تولیدات رسانه‌­ای در کنار دنیای مسخ­‌کننده شبکه­‌های مجازی، جلب توجه مخاطب یا به بیان دیگر مصرف‌کنندگان را برای سازمان­‌های رسانه­‌ای با دشواری روبرو ساخته است. از این ­رو برای تضمین درآمدسازی و سودآوری، ضرورت دارد تا این سازمان­‌ها از شیوه­‌های برنامه‌­سازی­‌ای بهره ­ببرند که با موفقیت­ همراه باشد یا به بیان دیگر به فرمت­‌بندی‌­هایی که آزمون خود را پس داده­‌اند، تکیه کنند.  

در این میان، ژانر رئالیتی­شو به ­عنوان یکی از شیوه ­های رایج تولیدی در شبکه­ های تلویزیونی جهان، توانسته در زمینه سود­آوری با هزینه تولید پایین برای سازمان‌­های رسانه‌ای از نمونه‌­های موفق به‌­شمار رود. ژانر تلویزیونی واقع‌­نما از اشکال آغازین افزودن صحنه‌های زندگی واقعی برای سرگرمی در برنامه­‌ها تا نمونه‌­های اخیر قراردادن گروهی از داوطلبان در معرض چالش مسابقه‌­ای یا موقعیت­‌های خطرناک کنترل‌­شده برای ایجاد احساسی از تجربه زنده و امکان مداخله در برنامه از سوی مخاطب را شامل می­‌شود.

علی­رغم موفقیت این ژانر در سطح جهانی، جای خالی این شکل از برنامه‌­سازی در تولیدات رسانه‌­ای داخلی تامل برانگیز است. هرچند در سال­های اخیر، کوشش­‌های اولیه‌ای در رسانه­ ملی و با روی کارآمدن شبکه نمایش خانگی انجام گرفته، اما همچنان این ژانر در مسیر آزمون و خطا پیش می­‌رود.

در نتیجه، تاخیر در بهره­‌وری از این ژانر، این پرسش به میان می‌­آید که چه موانعی منجر به تعلل میان سازمان‌­های رسانه‌­ای شده است. افزون‌­بر این، چه مولفه­‌هایی موفقیت این نوع برنامه در بافت فرهنگی و اجتماعی ایران از یک­سو و جذب مخاطب از سوی دیگر، را تضمین می‌­کند؟ بر اساس نتیجه مصاحبه با ده تن از کارشناسان ارتباطات و تهیه­‌کنندگان رسانه، موارد و نکته‌­های زیر در این امر دخیل شمرده می‌­شوند.

رئالیتی شو ها و چالش‌های آن

غیاب خلاقیت

هدف کسب بیشینه سود و ممانعت از شکست احتمالی کالای رسانه‌­ای، عمدتا تکیه و تمرکز کارورزان صنعت رسانه را بر اشکال فرمت­‌بندی رایج سوق می­‌دهد. به­‌بیان دیگر رسانه‌­های تجاری به بهره­‌گیری از انواع تکنیک­‌هایی می­‌پردازند که پیشتر موفق بوده و یا امتحان خود را پس داده‌­اند.

از نمونه‌­های رایج در فرمت­‌بندی می‌­توان به حضور استعدادهای شناخته­‌شده، ساخت چندگانه از فیلم­‌ها، برنامه­‌های اشتقاقی (Spin off) و خرید فرمت‌­­های قبلی اشاره کرد. به­‌طور مثال ساخت نمایش موفق استعدادیابی در یک شبکه، به­‌تناوب در کشورهای دیگر هم تکرار می­‌شود. از نظر کارشناسان ارتباطات و تهیه­‌کنندگان رسانه، اگرچه این شیوه می­‌تواند موفقیت برنامه را در کسب مخاطب و درآمد تضمین نماید، اما از سوی دیگر، همواره خطر افت جذابیت، برنامه را در بلند مدت تهدید می­‌کند.

بیننده به­‌دلیل آشنایی با فرمت برنامه، همواره نمایش جدید را با شکل پیشین آن مقایسه کرده و کوچک­ترین تغییر در کیفیت آن، منجر به از دست دادن توجه او می‌­شود. بنابراین در صورت بهره‌­گیری از این فرمت­‌ها، می‌­توان با افزودن عنصری متفاوت و خلاقانه، نسبت به نمونه­‌های پیشین برتری ایجاد کرد.

  • خلاقیتی در برنامه‌­ها وجود ندارد، ایده جدید و بومی در آن دیده نمی­‌شود، خلاقیت جزئی از ارکان اساسی این‌ ­چنین برنامه­‌هایی است، اگر ایده نداشته باشد مخاطب می‌­گوید، خوب این هم مثل بقیه است.
  • تقلیدیست از صفر تا صد، بدون آنکه فکر و تلاشی در آن باشد.

مصائب واقع‌­نمایی

پایبندی به اصل واقعیت در این ژانر می­تواند خود به عامل محاط‌­ شوندگی تبدیل شود. بهره­‌گیری از مردم عادی در برنامه به­‌دلیل فقدان تجربه آنان در فرآیند تولید تلویزیونی، ساخت برنامه را با مشکلات عدیده‌­ای روبرو می‌­سازد که ممکن است از وجهه واقع‌­نمایی آن بکاهد.

به‌­طور مثال، افراد شکل دیگری از شخصیت­شان را در رفتار، کلام یا نوع پوشش به نمایش بگذارند. از سوی دیگر، تکیه بر استعدادهای شناخته‌­شده نیز، برنامه را به سمت ژانرهای تکراری پیش می‌­برد که به ­‌تدریج منجر به دور شدن مخاطب از همذات‌پنداری با شخصیت‌­ها، حس تصنعی و عدم درک واقعی ­بودن برنامه می‌­شود.

  • جلوی دوربین خودش را می­‌خواهد با چهره دیگری نشان دهد، با هیجانات الکی، خنده‌­های بی­جا و یا چهره خشک و رسمی، خود رو شبیه هنرپیشه­‌ها کردن.
  • … آداب و رسوم دست و ­پا گیر، مانع از ارتباط صمیمی با مخاطب می‌­شود.
  • ... صراحت زندگی روزمره را نداره …

دوگانه هنر و سود

دغدغه سودآوری تولیدکنندگان محتوای رسانه‌­ای اولویت ساخت برنامه را بر رویکرد هنر برای سود قرار می‌­دهد. در این رویکرد حتی کارورزان خلاقیت نیز در سازمان­ه‌ای رسانه‌­ای با سرپرستگی تجاری، برای تضمین سودآوری، افزون ­بر در نظر گرفتن مخاطب احتمالی، در طراحی محتوا، آگهی­ دهنده را نیز در ذهنش­ درونی ­سازی می‌­کند.

به ­بیان دیگر برای پیشگیری از مناقشات آینده، تغییرات احتمالی در اثر خلاقه­‌اش چه از سوی رده‌­های بالاتر سازمانی (شبکه یا استودیو)، شکایت مصرف­‌کننده از توهین در رسانه یا عدم تطابق محتوا با کالا از نظر آگهی‌­دهنده، می‌­کوشد نوعی خود-تنظیمی را بر کارش در نظر گیرد. در کنار این موارد، رعایت اصل فوت‌­وفن یا همان قواعد نانوشته­­ صنعت نیز می­تواند موفقیت تجاری صنعت رسانه را تضمین کند. حال آنکه با کاستن از وجهه مادی و افزودن بر جنبه فرهنگی-هنری اثر می­‌توان ارزش بنیادی در جامعه را ارتقا داد.

  • بهره‌­گیری از سلبریتی­‌ها، هزینه‌­های هنگفت دکور، مجری باید با تبلیغات جبران شود.
  • غلبه وجه اقتصادی و سرگرمی، ترویج مصرف کالاها و مواد غذایی لوکس و تجملی

مخاطب برای مخاطب

تولید برنامه­‌های محدود و ناشناخته­‌ماندن ژانر رئالتی شو، می­تواند فرصت مناسبی را برای سازندگان محتوای رسانه­‌ای فراهم سازد تا از طریق پیشبرد عرصه رقابت‌­پذیری، کیفیت برنامه­‌هایشان را نیز افزایش دهند. پایبندی به یکی از ویژگی­‌های اساسی رئالیتی شو، حضور مردم عادی، با وجود مشکلات تولیدی، انگیزه بیشتری را در مخاطب برای همراهی با برنامه ایجاد می­‌کند.

افزون ­بر این با فاصله­ گرفتن از ترویج سبک زندگی قشر مرفه جامعه و سلبریتی­‌ها، و نمایش روابط عادی طبقه متوسط، تعامل دو سویه و مشارکت مخاطب نیز افزایش می­یابد. هرچند، برای نیل به این هدف ضرورت دارد تا پیوسته پژوهش­‌های مخاطب‌­محور (ویژگی‌های جمعیت­شناسی، فرهنگ، مصرف رسانه، علاقه‌­مندی و … ) قبل، در طی و پس از برنامه، تنظیم شوند و از این طریق با فراهم آوردن دید گسترده‌­ای از خواسته­‌های مخاطبان این ژانر، برنامه­‌سازان را در پیشبرد، اصلاح و ساخت نمایش‌­های جدید و موفق یاری برساند.

  • استفاده از نخبه­‌های ناشناس، مردم عادی و خلاق شجاعت تهیه­‌کننده را می‌­طلبد، ترس استفاده از مردم عادی را کنار بگذاریم.

اصل رضایت­مندی

بر پایه نظریه­‌های اخیر ارتباطات، مخاطب فعال، با هدف­مندی و برآوردن نیازهای متعدد به سوی رسانه سوق می‌­یابد، که بی‌­شک یکی از نیازمندی­‌های وی، گذارندن زمانی برای سرگرمی از طریق مصرف رسانه­‌هاست. از نظر کارشناسان ارتباطات و تهیه­‌کنندگان رسانه، برای رعایت این اصل در برنامه­‌سازی ژانر رئالیتی ­شو، باید از تکنیک­‌هایی بهره گرفته شود تا در مخاطب برای ارتباط با برنامه انگیزه ایجاد کند؛ به‌­عنوان مثال، در نظر گرفتن جوایز نقدی مطلوب در مستند مسابقه­‌ها، بالا بردن سرعت و هیجان برنامه، نمایش جاذبه‌­های بی‌­بدیل فرهنگ بومی، قبول ریسک.

  • برنامه‌­ها طولانی، کشدار، جذابیت و هیجان کمی دارند.
  • … جایزه مسابقه اگه به­ صرفه باشه، برای شرکت­‌کننده و مخاطب، هیجان، انتظار و انگیزه ایجاد می­کنه تا بفهمه چه کسی برنده میشه.

کلام آخر

قالب­‌های تکراری، رقابت‌­های فشرده با حضور شبکه­‌های ماهواره­ای و رسانه‌­های VOD بین­‌المللی، فقدان مطالعات در توجه به فرهنگ بومی مخاطب ایرانی، تمرکز و ترجیح حضور سلبریتی­‌ها به جای مردم عادی و موارد دیگر محدودیت­‌هایی را پیش روی تولید برنامه در ژانر رئالیتی­ شو قرار داده است. با این وجود، این ژانر می‌­تواند فرصتی برای ساخت برنامه­‌های تعاملی را فراهم آورد تا با جذب مخاطب بیشتر، رقابت‌­پذیری و سودآوری، پویایی در صنعت فعلی رسانه را به همراه داشته باشد. همچنین ضرورت دارد تا همراه با تنظیم مطالعات، پیوسته برای درک ذائقه مخاطب و ساخت برنامه‌­های خلاقانه، تغییراتی در بهره­‌گیری از فرمت­‌های آشنا برای همراهی مخاطب بومی، نیز صورت گیرد.

فریده افشانی- کارشناس ارشد تبلیغات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *